اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
183
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
اگر مخالفان ما راستى ما را در اين گفتار باور كنند ، عقيده ما را پذيرفته و گفته خود را باطل كردهاند ، و اگر سخن ما را باور ندارند بايد براى ممكن حال سومى مدعى شوند كه در آن حال نيستى و هستى نباشد و آن نارواترين حالها است . دسته اى گفتهاند اصل همه چيز در ازل دانه اى بود كه شكافته شد و اين جهان با همه رنگها و جنسهاى مختلف از آن در آمد . بعضى گمان بردهاند در موجودات جهان از نظر معنى و واقع اختلافى نيست بلكه اختلاف آنها از اين جهت است كه مختلف احساس مىشوند . بعضى اين سخن را باور نكرده و براى چيزها اختلافى در معنى و حقيقت اثبات نمودهاند ، اما آنها كه اختلاف حقيقى چيزها را انكار ميكنند ، اختلاف آنها را فقط از راه اختلاف ادراك آنها دانسته مىگويند : هيچيك از اشياء را حقيقتى كه بان حقيقت از جز خودش جدا باشد نيست ، و بر اين مدعى چنين استدلال كردهاند : بيمارانى كه بيماريشان از صفراء است مانند مبتلايان به يرقان هر گاه يكى از آنها عسل را بچشد آن را تلخ خواهد يافت و كسانى كه از اين بيمارى سالمند آن را شيرين مىيابند ، شبپره در روشنى روز نابينا و در تاريكى شب بينا است ، اكنون اگر روشنى بر نور ديدن مىافزايد و تاريكى آن را فرومىگيرد لازم است كه روشنى روز براى خفاش و هر حيوانى كه روشنى روز چشم او را خيره مىكند چنان كه گاهى براى بعضى مردم و حيوانات و مرغان و جز آنها پيش مىآيد ، تاريكى باشد ، و شب براى اينها كه بر ديدنشان مىافزايد روشنى باشد ، آنطور كه روز براى آنها كه بر خلاف اينها هستند روشنى و شب براى آنها تاريكى است ، و اگر بگوييد كه اينان در اثر آفتى كه بر ايشان وارد شده است چنين شدهاند ، مىگوييم بعقيده مخالفين يا موافقين اينها ، اگر بگوييد بعقيده مخالفينشان مىگوييم ، بلكه موافق يا مخالف بافت گرفتار است و اگر بگوييد در نزد موافقينشان ، مىگوييم